تبليغاتX
فرزندان زاگرس

 

 

 

پژوهشی در لباس لری بختیاری و

 قابلیت های  تبدیل شدن به لباس ملی

  

 

      

 

 

 

 

 

بنام خداوند جان وخرد                     کزین برتر اندیشه برنگذرد

 

          دگر پنجه اندیشه جامه کـرد 

                                              که پوشند هنگام جنگ و نبرد

          زکـتان و ابریشم و موی  قـز

                                               قصب کرد پـر مایه دیبا وخـز

          بیاموخـتشان رشـتن وتافـتن

                                              بـتار انـدرون پـود را  بـافـتن

         چو شد بافـته شستن ودوختن 

                                               گرفتند از او یکسره ،آموختن

         چو این کرده شدسازدیگرنـهاد

                                               زمانه بـدو شـاد واو نـیز شـاد

                                                                                         فردوسی

                                                                                  

 

 همانگونه که بر همگان به ویژه فرهنگ دوستان جامعه پوشیده نیست شناخت وتوسعه یک فرهنگ بدون حفظ واحیاء پشتوا نه های فرهنگی یا اصطلاحا ً خرده فرهنگ های آن امری بعید و دور از دسترس می با شد. پر واضح است که فرهنگ موثر و مانای ایران زمین در طول سالیان متمادی از همین فرهنگ های قومی وبومی خویش ارتزاق نموده است وچه بسا  سبب حفاظت و پویایی آن در موا جه با خطرات و تهاجمات فرهنگی وحوادثی مختلف در طول تاریخ شده است.

یک فرهنگ مجموعه ای از زیر ساخت های متنوع و متفاوتی ا ست که در بیشتر موارد مکمل یکدیگرند. همانگونه که، نقش یک فرش دست باف یا نوع پوشش یک قوم نمی تواند بی تأثیر از نوع موسیقی ، مذهب ، باورها ، علایق وسلایق آن قوم باشد. زبان، ادبیات ، موسیقی و پوشش .... و دیگر مولفه های فرهنگی یک قوم مکمل یکدیگر ودر واقع بازوهای فرهنگ آن قوم هستند . اما لباس و فرش نسبت به دیگر مولفه ها از ماندگاری و دوام بیشتری برخوردارند. زیرا که در بسیاری از موارد زبان و ادیبات یا موسیقی به علت شفاهی بودن ونقل سینه به سینه ممکن است دستخوش تغییرات و اظهارنظر های شخصی گردند . اما آنچه بر لوح فرش یا لباس نقش بسته است در واقع اوج خلاقیت و انتقال بی واسطه احساس و هنر می باشد . هرآنچه نقوش سنگی که در تخت جمشید به یکباره از بین رفت در نقش فرش« پازیریک»بعد از دو هزار و پانصد سال در سیبری پیدا شد. وحتی اگر فرش «پازیریک » باقی نمی ماند ، این نقش در لباس وفرش بافته شده به وسیله  سرپنجه های هنرمند شیرزنان بختیاری ، قشقایی ، تبریزی و... تجلی می یابد  بنابراین نگاه جدی  به حفظ واحیاء  لباس محلی اقوام ایرا نی به عنوان یک مولفه موثر وفراگیر بیش از پیش ضرورت می یابد. گرچه این فرهنگ مصور ومنقوش که سرار هنر است سالها مهجور مانده وتنها به عنوان کالایی از آن یاد می شود اما باید توجه داشت که همین نقش استوار بر زبان مشترک انسان هاست و تا آنسوی اقیانوس ها در خانه خانه ی انسان ها خود را جای داده است. چندی پیش دیر اما غنیمت مجلس شورای اسلامی طرحی را از تصویب گذراند که مؤید توجه بیشتر به ساماندهی مد و لباس در کشور می باشد. این امررا به فال نیک می گیریم و همچنانکه اعتقاد راسخ به تأثیرگذاری و ماندگاری لباس های محلی در جامعه داریم نسبت به تحقیق و پژوهش و تولید اینگونه اقلام فرهنگی و ملی خویش اعلام آمادگی می نمائیم .زیرا جوانانی مستعد ومتخصص جهت خدمت فرهنگی ، اشتغال زایی وتولید آماده فعالیت وتلاش در این راه هستند. ما برای اجرای طرح خویش طبق روال معمول آن را در چند مرحله تقسیم بندی نموده ایم. که اجرای مرحله به مرحله وزمان بندی آن منجر به دستیابی به اهداف مقدماتی ونهایی آن خواهد شد.

 

   لباس محلی لرهای بختیاری

 

یکی از اقوام کهن زیست و اصیل ایرانی که از سالیان دور تاکنون در فلات ایران و حاشیه زاگرس سکنی گزیده قوم بختیاری می باشد.فرهنگ غنی واصیل این قوم از گذشته تا کنون بخاطر برخی ملاحظات سیاسی و اجتماعی مورد بی مهری قرار گرفته و مهجور مانده است. قوم بختیاری که در برگیرنده جغرافیایی به وسعت چهار استان کشور(چهارمحال و بختیاری، خوزستان ، لرستان ، اصفهان) می باشد اولین بار در زمان صفویان در اسناد مملکتی ازآن نام برده شده است. زبان و لباس محلی بختیاری بخاطر موقعیت جغرافیایی این قوم (زاگرس میانی) کمتر در معرض تغییر وتخریب قرار گرفته است  . بنا به اظهار برخی کارشناسان لباس زنان بختیاری نزدیک ترین شباهت را به لباس زنان ایران در دوره ساسانیان دارد. اما این اصالت و قدمت لباس بختیاری به زمانی پیش از این برمی گردد. چه بسا برخی صاحب نظران معتقدند که نقوش لباس مردان بختیاری برگرفته شده و گرافیکی از طرح معماری زیگورات چغارزنبیل می باشد. اماآنچه مهم است اینکه همه این شواهد و نظرات دلیلی بر آمیختگی لباس بختیاری با تاریخ ،فرهنگ و زبان این قوم است و اینکه این لباس جایگاهی ویژه در میان مردمان این قوم دارد و نه تنهاتاریخ مصرف نخواهد داشت بلکه قابلیت عرضه به سایر نقاط ایران به عنوان یک لباس ملی را نیز داراست. قوم بختیاری باجغرافیایی به وسعت 43000 کیلومترمربع می تواند بازار ومیدانی جهت عرضه این لباس های محلی باشد. که انتظار می رود به علت آمیختگی آن با فرهنگ مردم از استقبال فراوانی برخوردار شود. زیرا تاکنون هیچگونه مرجع رسمی یا کارگاه تخصصی جهت تولید و عرضه این لباس وجود نداشته وآنچه نیز موجود است حاصل دسترنج و زحمت عده ای بافنده به شکل پراکنده وسنتی  می باشد که نسل این هنرمندان زحمت کش نیز سالها به فراموشی سپرده شده است .  که این خود معلول عوامل زیادی از جمله وجود مد های گوناگونی است که به طور غیر منطقی در کل جامعه گسترش پیداکرده وبه مرور جایگزین لباس محلی وملی ایران شده است. لباس بختیاری این قابلیت راداراست که همانگونه که سالیان طولانی ماندگار ی واصالت خود را حفظ کرده است  با اندکی تغییر و ایجاد تنوع نیازهای پوشاک جامعه را تأمین نمایدو اصطلاحا ً به روز گردد. این لباس برای تمام لحظات زندگی انسان دارای طرحهای متنوعی است. بطور مثال لباس کار ، لباس مراسم شادی ، لباس مراسم سوگواری و...  وبطور کلی برای هر صنف و هرگروه سنی لباس مختص به خود را تدارک دیده است. که این خود شامل تقسیم بندیهای مختلف و مشروحی می باشد وهرکدام توضیحات خاص خود را از جهت رنگ ، اندازه و طرح داراست. که اهم آن شامل لباس مردانه ، لباس زنانه ،لباس بچگانه و لباس کار می باشد.    

 

  

                      الف- لباس مردان بختياري

 

اقلام وانواع اساسی لباس مردانه شامل یک تن پوش ( چوقا)، شلوار گشاد (تنبان دبیت)،کلاه و شال می باشدکه بدین شرح می باشند :

 

1- چوقا ( choqa)

 

 بالاپوش راسته وبدون آستینی است که قد آن تا سرزانوست و جلو آن سرتاسر باز است. چوقا که خطوط موازی به رنگ مشکی بر زمینه سفید آن زیبایی خاصی به آن بخشیده است از کهن ترین لباس های اقوام ایرانی است. در مورد خطوط مشکی روی چوقا وجه تسمیه های متفاوتی رایج است. برخی به علت استفاده از دو رنگ سفید و مشکی در آن مقدس بودن این لباس و استفاده از آن در مراسم خاص و مذهبی را مطرح کرده اند.دو رنگ متضاد سفید و مشکی می تواند نماد ونمودی از حدیث مکرر خیر وشر ،خوب وبد و ... باشد. این لباس که مختص مردان است معمولا ً در مراسم رسمی پوشیده می شود. جنس آن پشمی و این لباس فاقد آستین می باشد که معمولا ًبر روی پیراهن احیاناًکت و غیره ... پوشیده می شود. همچنین می دانیم فاقد آستین بودن بعضی از البسه در طول تاریخ خود نشانه و نمادی از تقدس و جنبه های روحانی است. چوقا تنها قطعه لباسی است که همه مردان ایل آن را می پوشند . چوقا از پشم سفید طبیعی و دارای خطوط عمودی مشکی است که قبلا ً با نیل رنگ شده است. بختیاریها برای بافتن بسیاری از بافته از جمله چوقا دستگاه بافندگی بزرگی به کار می برند که حالت افقی دارد (تمدار tamdar) و دارای یک ردیف «پیز» است.

  

  2 - شلوار گشاد (تنبان دبیت)

 

بختیاریها شلوار گشاد و سیاهی به تن می کنند که قسمت کمر آن تنگ و پاچه های آن آزاد و مواج تا روی زمین است و آن را «تومبون دبیت» می گویند. (شکل شماره 2) شلوار دبیت عموما ً در جشن ها ،تشریفات محلی و اعیاد پوشیده می شود . وبطورکلی لباسی بزمی است و به گاه نبرد و رزم آنرا به شکلی خاص به کمرگاه بسته و بوسیله پاپیچ هایی که تا زیر زانو را فرا می گیرد در رزمایش های محلی که ویژه جشنهای عروسی است نمایشی رزمی از این لباس به معرض دید قرار می گیرد. دبیت دارای یک جیب بوده که در کناره چپ قرار می گیرد. بر بالای کمرگاه دبیت که عامدا ًعریض وچین خورده تعبیه می گردد در واقع نقش کمربند را داراست. هرچند برای زیبایی بیشتر مردان بختیاری به وفور از کمربندهای پرنقش و نگار نیز استفاده می کنند. گشادی پاچه های شلواردبیت بدان خاطراست پوشنده شلوار با تمأنینه و وزین قدم بردارد. که خود وقاری را به پوشنده لباس القاء می کند. دبیت به علت پوشش آن به همراه چوقا و همچنین ایجاد یک توازن و تعادل بصری در رنگ می بایست همواره به رنگ مشکی باشد که پارجه آن نیز باید مرغوب ولخت باشد ه معروفترین ورایج ترین نوع پارچه آن در سنوات گذشته با آرم حاج علی اکبری ساخته شده در کارخانجات لندن معروف ومشهور است.برای دوختن شلوار دبیت عملا ً کمتر از 2.5  متر نمی تواند باشد.دوخت شلوار دبیت بوسیله چرخ خیاطی و معمولا ًتوسط خیاط های مجرب انجام می شود.

 

برای دوخت طول پارچه را به دو قسمت مساوی می برند که هرکدام از آنها یک پاچه شلوار می شود. چهار قطعه کوچک نیز در خشتک آن قرار می گیرد. می توان جیبی هم طرف راست قرار داد . پاچه های آن را با یک درز دوخت می توان بدست آورد وکار را با یک برگردان درانتهای پاچه ها ، که کم وبیش از نظر بلندی شلوار مهم است، ونیز با یک برگردان در کمر که در سه ردیف ، آن را می دوزند تمام می کنند. از این سه ردیف لیفه، سه ردیف کش عبور می دهند. قبلا ًچینها در یک بند تنبان جمع می شد که دو سر بلند آن را در پهلو به هم گره می زدند.    

                           

                            3- کلاه بختیاری (kola )

 

کلاه بختیاری پوششی است از جنس نمد و به رنگ مشکی که در اکثر مواقع از آن استفاده می کنند. کلاه خسروی نسبت به دیگر کلاه ها ی مشابه از ارتفاع و مرغوبیت بیشتری برخوردار است. که نوع قرار گرفتن آن بر سر خود نماد ونمود واکنش های فرد پوشنده است. هنگامی که کلاه را در انتهای سرومایل به عقب  قرارمی دهند نشانه حرکت است. هنگامی که آنرا بربالای پیشانیو بگونه ای که پیشانی را بپوشاند قرار دهند نشانه ناراحتی یا سوگواری است. ودر مجالس کلاه عموما ً به سمت چپ یا راست قرار می گیرد . برقسمت سقف و فوقانی کلاه معمولا ًسه سوراخ به عنوان هواکش و جلوگیری از تعرق تعبیه می کنند. گاه برای جلوگیری از چرک شدن و تعریق کلاه داخل آن را با پارچه ای که به آستر معروف است می پوشانند. در سالیان گذشته کلاه خوانین غالبا ً سفید وکلاه دیگران مشکی بوده است. امروزه دو نوع کلاه وجود دارد همانطور که اشاره شد یکی کلاه خسروی و دیگری شب کلاه می باشد (شکل شماره 3 ). کلاه خسروی که سیاه رنگ وبه شکل استوانه است و انتهای آن اندکی بر آمده می باشد و از ارتفاع آن نسبت به کلاههای قدیمی به طور محسوس کاسته شده است(حدود 12 سانتیمتر). شب کلاه «شوکله shaw kola » رامردهای جوان ،مجرد و اشخاص دیگر حین کار بر سر می گذارند. این کلاه از یک نمد ضخیمتر ساخته می شود که معمولا ًرنگ آن قهوه ای روشن یا قهوه ای تیره است. شکل آن نیمکره و معمولا ًشکل سر را به خود می گیرد. این کلاهها سر را در مقابل سرما و آفتاب حفاظت می کنند و چوپانها وقتی شبها در زیر ستارگان آسمان می خوابند سر را بر روی قطعه سنگی می گذارند و با همین کلاه می خوابند(اسم شب کلاه از همین جا آمده است). کلاه را معمولا ً از نمدمال که صنعتگر ودر ساختن اجناس نمدی متخصص است خریداری می کنند. کارگاهای تولید کلاه نجف آباد مشهورتر است. ضخامت کلاه باید حدود 5 میلیمتر وجنس آن مرغوب و خیلی نرم باشد.

 

                                    4  - شال بختیاری

 

شال پارچه ای است از جنس لطیف شبیه حریر که بعضا ً در بخشی از نواحی به شکل دستار استفاده می شود. معروفترین نوع شال در بختیاری شال مسقطی است که از مسقط عمان وارد می شده است. رنگ شال سفید و عموما ً سبز است که نشانه ای از علاقه مردم بختیاری به شریعت اسلام است. سوگندخوردن به شال سبز در بختیاری و همچنین تجلی آن در ابیات وترانه ها به کرات وجود دارد به گونه ای که در بعضی از ابیات فروختن شال امری مذموم و کریه قلمداد شده است. شال معمولا ً بر کمرگاه وبر روی چوقا بسته که کمر بسته با شال نشانه آمدگی فیزیکی بوده وباز کردن آن نشانه فراقت از رزم یا بزم است. گاه در ابیات بختیاری کمرگشاده نماد صلح وخلع سلاح نیز می باشد:

 

      علیـداد به لامـردون کـد گـشاده

                                           آرمون سی قمه سوزوموچه فاده

 

ترجمه: علیداد (یکی از پهلوانان بختیاری) در مهمانخانه با کمری گشاده (بدون آمادگی رزمی) نشسته ودر حالیکه دوری از خنجر برای او تأسف بار است.

بطور معمول شال عبارت است از یک پارچه پنبه ای به طول 2.8 متر و عرض 1.6 متر،که از به هم دوختن دو نوار به طول 2.8 متر در 0.8 متر حاصل می شود (شکل شماره 4). برای اینکه شال را ببندند، دونفر دوگوشه روبروی آن را می گیرند و محکم می کشند ودو گوشه ای را که آزاد مانده است به طرف داخل لوله می کنند، به این ترتیب ، یک نوع سجاف بلند از پارچه به دست می آید که میان آن باد کرده است که آن را به صورت حلزونی روی خود لوله می کنند. سپس استفاده کننده از این شال، بایستی این شال  را چند دور به دور کمر خود بچرخاندو دو سر آن را گره بزند. بختیاریها در چینهای شال ، که شکم و کمر را به بلندی حدود بیست سانتیمتر در بر گرفته است ،اشیائ مختلفی را می گذارند که هر روزه با خود حمل می کنند.

قبلا ً شال را همیشه روی بالاپوش (قبا- چوقا) می بستند. این عمل امروزه فقط در موارد چوب بازی، کار و تمام مواردی دیده می شود که یقه ها و دامنهای لباس به صورت آزاد ومواج هستندواحتمال بروزهرنوع خطری را برای صاحب آن فراهم کند انجام می شود.                      

  

                                ب- لباس زنان بختیاری

 

پوشاک زنان بختیاری برخلاف پوشاک مردانه، در طول زمان، تغییرات کمی را حداقل در شکل ظاهری و ترکیب به خود پذیرفته است.همانطورکه پیش تر اشاره شد اینلباس قدمتی دیرینه داشته و از اصالت،راحتی، ظرافت ورنگارنگی بی بدیلی برخورداراست.  پارچه های بکار رفته در لباس زنان بختیاری با جمع شدن درکنارهم  یک پوشاک رنگارنگ،  متنوع وبسیار باوقار پدید آورده است. این پارچه ها که معمولا ًاز بازار خریداری می شود اما اغلب توسط خود زنان بریده و دوخته می شوند. نوع رنگ لباس می تواند بیانگر این موضوع باشد که زنی تازه ازدواج کرده است، یادر حال ازدواج کردن است. برخی اختلافات کوچک که در پوشاک زنانه می توا ن مشاهده کرد، بیشتر به سلیقه شخصی هر زن (بخصوص آنچه مربوط به رنگ ویا نقش های تزئینی پارچه است) ونیزبه موقعیت های خاص مربوط می شود (عروسی، سوگواری ویا کار مخصوصی که باید انجام شود). بطورکلی اقلام وجزئیات اساسی لباس زنان بختیاری عبارتنداز لچک ،می نا ،پیراهن(جوو)، تنبان زنانه،زیر شلوار زنانه و...که شرح هرکدام به قرار ذیل است:

 

                                                      1- لچک( lachak)

 

زنان بختیاری به گیسوان خود لچک می بندند که از یک نوار مخمل (معمولا ًسبز پررنگ یا اناری و...) ودارای اندازه 40 سانتیمتر در 12 سانتیمتر می باشد. لچک روی سر گوشها را می پوشاند که به آن یک پارچه از هرنوع دوخته شده است وتا پس گردن می رسد. درون نوار با این پارچه آستردوزی شده ولبه بیرونی آن با قطعات کوچک شیشه ای (منجق و الماس نما) مزین شده است.که اینها روی مخمل به شکل گلهایی دوخته شده اند.در گوشه های آزاد آن دو عدد بند دوخته شده است که در زیر چانه به هم گره می خورد. معمولا ًیک بند بلند شبیه تسبیح به نام«بند سوزن  band sizan » که شامل انواع مهرهای رنگی، سکه های قیمتی و... وبرای تزئین وزیبایی بیشتراست را توسط دو عدد سنجاق قفلی به دو گوشه لچک وصل می کنند که بصورت آویزان است.

         

                                                        2 - می نا ( meyna)

 

به لچک « می نا meyna» وصل می شود.توری است به طول 2 تا 5 متر و به عرض یک متر، از یک پارچه سبک (وبیشتراز پارچه های نایلونی) کم وبیش توری وشفاف با رنگ زنده. برای اینکه این قطعه از لباس رادر محل خود قرار دهند، آن را با وسایلی  مثل سنجاق و غیره در جهت طول به پشت لچک می بندند به نحوی که قسمت تزئینی لچک بیرون بماند. سپس گوشه تور از جلو می گذرد،شانه را می پوشاند،از زیر گلو ،رد می شود که سینه را پنهان کند و دور صورت را قاب می کند، بدون این که آن را پنهان نماید و در روی لچک پشت سر ثابت می شود. قسمت بلند طول آن به طور آزاد و مواج در پشت می ماند. غالبا ً زنهای بختیاری دسته کلید خودشان را به انتهای گوشه « می نا» می بندند یا این که پول خودشان را در گوشه این می نا می گذارند و گره می زنند که روی سینه آویزان می شود. در موقع آشپری، برای اینکه می نا مزاحم کارشان نباشد ،آن را یا روی دوش می اندازد ویا این که به دور گردن می پیچانند.  دز سوگواریها و عزاداریها زنهای بختیاری به جای لچک و می نا از پارچه سیاهی به طول 1 متر وعرض 0.75 متر استفاده می کنند که «کولوکی یا لاقه » نام دارد. این پارچه از قطر تا می شود وروی موها قرار می گیرد. دوگوشه ای که تا شده و روی هم آمده است، درعقب سر قرا ر می گیرد و دو گوشه دیگر مثل روسری زیر گلو به هم گره می خورد. در اوقات عادی این قسمت از لباس می تواند برای محکمتر نگه داشتن می نا ولچک به هنگام کار مورد استفاده قرار گیرد. برای انجام این عمل همین دستمال را لوله می کنند وبه دور سر قرار می دهند و دو گوشه آن را پشت سر گره می زنند و اضافه ان را به صورت آزاد در پشت گردن رها می کنند.

  

                                     3- پیراهن زنانه (جوو  jowa )

 

متداولترین الگوی پوشاک زنانه که روی دوشها تکیه می کند، یعنی «جووjowa  » پیراهن بلندی است که تا روی زانوها پائین می آید،دارای آستینهای بلند و دوخت راسته است. کالبد این پیراهن از شش نوار عمودی (سه نوار جلو وسه نوار عقب) تشکیل شده است که به آنها در دو کنار آن دو مثلث شکافدار اضافه می شود که گشادی پائین پیراهن را بوجود می آورد. در جلو آن شکافی عمودی به طول 20 سانتی متر وجود دارد که از یقه شروع می شود و امکان شیر دادن به کودک را فراهم می آورد. طول آستین ها که به تنه پیراهن متصل شده اند، با یک درز دوخت بسته شده اند و در مچها تنگ تر می شوند(شکل شماره 5). زنهای بختیاری روی این پیراهن جلیقه ای(جلیزقه (jelizgeh می پوشند که به شکل جلیقه های مردانه اروپایی است. دوخته شده آن را از بازار می خرند و بیشتر جیبهایش مورد توجه است.  

 

                            4 - شلوار زنانه ( تنبون زنونه )

دامن بلند وچین داری است که «جوو» روی آن پوشیده می شود که از آن خیلی بلندتر است و شکل مشخص پوشاک زنانه بختیاری را کامل می کند. این تنبون از پارچه ای به طول 8 تا 10 متر تشکیل شده، که دو سر عرضی آن به هم آمده و با یک درز دوخته شده است. در بالا بند تنبانی از لیفه می گذرد و فراخی آن را در کمر جمع، وپارچه را چین دار می کند(شکل شماره 6). معمولا ًبرای دوختن «جوو» و «تنبون» از پارچه های پنبه ای محکم ونرم مثل کودری وچیت استفاده می شود. اما امروزه با تنوع نوع پارچه از جنس های دیگر نیز استفاده می شود.رنگهای مسلط عبارتند از آبی، سبز وقرمزو... این پارچه ها یا ساده ویا گـلدارمی باشند و نقوشی از رنگهای سنتی یا جدید ارائه می دهند.  

 

      با توجه به آنچه در بالا گفته شد لباس محلی لری  بختیاری به دلیل دارا بودن بسیاری از پارامترهای هنری و زیباشناختی قابلیت تغییر و تنوع پذیری را داراست. و حتی این تغییر می تواند بدون دخالت در اصالت لباس سبب اقتصادی شدن وکم هزینه نمودن آن گردد. لباس بختیاری این ظرفیت را داراست که بتواند بسیاری از تنوع سلایق و سنین مختلف را تحت پوشش قرار دهد. به عنوان مثال می توان با استفاده از یک پارچه با ضخامت کمتر ولطیف تر به جای پشم ، چوقا را با قیمت مناسب و تنوع بیشتر عرضه کرد. همچنین می توان با تغییر در نوع برش و ایجاد چین های بیشتر در شلوار زنانه آن را با قیمت نازل ارائه کرد. ویا با ایجاد تناسب میان گشادی پاچه های شلوار دبیت و طول آن برای افراد با قدهای متفاوت شلواری متناسب و اندازه بدن شخص طراحی کرد . به طور کلی می توان با ایجاد صدها تغییر وتنوع منطقی بدون از بین بردن استخوان بندی و شکل اساسی لباس آن را به لباسی فراگیر و ملی تبدیل کرد. و علاوه بر ایجاد زیبایی بیشتر از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه باشد. در نهایت آنچه سبب ایجاد یک تحول درست می شود حمایت و توجه جدی به مسائل فرهنگی از این قبیل می شود. امید است مسئولین محترم با تامین هزینه اولین گام طرح یعنی پژوهش ما را در انجام آن یاری دهند. 

 

             

فهرست منابع

1- فنون کوچ نشینان بختیاری ،ژان پی یر دیگار ،ترجمه اصغر کریمی ، معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی، شهریور 1366

2 – لرهای ایران ، جواد صفی نژاد ، نشر آتیه ، بهار 1381

3- وا ر ( سرزمین اجدادی )

4- یافته های میدانی محقق

 برگرفته از کتاب در دست چاپ " پژوهشی در لباس لری بختیاری" هژیر کیانی

منبع نشریه اینترنتی لور  http://loor.ir/News.asp?nid=941&ln=fa

 

 

                                                           

+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 12:56 |

اهمیت وجایگاه طبیعت

درزندگی

لرهای بختیاری

 

نقش طبیعت وجایگاه آن در میان بختیاریان را می توان در طبقه بندی زیر تحقیق وجستجوکرد :

-       نقش طبیعت در باور های مردم بختیاری

-        نقش طبیعت در دین ومذهب بختیاری ها

-       نقش وجایگاه طبیعت در شعر وموسیقی بختیاری

-       نقش طبیعت ومحصولات طبیعی در رژیم غذایی مردم بختیاری  

-       نقش گیاهان دارویی وطبیعی در طب سنتی  بختیاری

-       نقش طبیعت در تهیه دست افزار ها ووسایل مورد نیاز  زندگی به شیوه کوچگری

-       نقش طبیعت در اقتصاد دامداری وکشاورزی ایل

-       نقش طبیعت در اخلاق مردمان بختیاری

-       نقش طبیعت در روحیه سلحشوری و وطن دوستی مردمان بختیاری

 

واینک  وصف کوچکی از نقش وجایگاه  کلی طبیعت  در زندگی بختیاریان در این مقاله آورده می شود

 

ای که روزی همه خلق زا نبار تونه

                                                  آسمونها وزمین کرده کردار تونه

ئی همه نقش ونگاری که منه دنیا هد

                                                  همه از پرتو یک جلوه دیدار تونه

افتو ای همه نوری که اتاوه به زمین

                                                        مختصر ذره ای از تابش رخسار تونه

                                                زنده یاد   داراب افسر

 

بشر ازدیرباز زیستن را در دامن طبیعت آغاز نموده است .آدم وحوا نخستین پوشش وخوراک خود را از دامن پرمهر طبیعت ارتزاق نموده اند بشر نخستین گیاه خواری وشکارورزی را برای رفع گرسنگی در طبیعت تجربه می کند اندک اندک وبه تجربه زمین را شیار می کند ودانه ها را درآن سبز می کند تجربه بیشتر و نیاز ، بشر را واداربه اهلی نمودن گیاهان وجانوران می کند ودوره کشاورزی ودامداری آغاز می شود تا زیر بنای نخستین تمدن های بشری شکل گیرد انسان در طبیعت زاده می شود ابتدایی ترین تجربیات را در طبیعت بدست می آورد ودر پناه دامن پر مهر طبیعت زیستن را ادامه می دهد .وخود بسیاری از داشته ها وعلوم پایه وعلمی را از طبیعت وام می گیرد . وهرگز جز در پاره ای فرهنگ ها  بشر قدر شناس این مادر پرمهر خود نبوده است والبته اکنون هم در بعضی کشور های توسعه یافته توجه به جایگاه طبیعت ومحیط زیست وتلاش برای احیاء آن به شکل اصولی وعلمی انجام می گیرد .

واما در حوزه فرهنگ و شعر ايران زمین  نيز گفته مي شود كه حفاظت از طبیعت و محيط زيست  براي اولين بار توسط خشايار شاه با ايجاد پارك ملي بدان پرداخته شده و در فرهنگ ما جاي گرفته است در جاهايي درخت صورتي مقدس دارد وقتي در بياباني یا کوهستانی  به درختي پارچه و نخ مي بنديم  وزيرش شمع روشن مي كنيم  و اورا مقدس مي شماريم اين به نوعي رويش يك انديشه طبیعت دوستي زیست محیطی  ست ويادرختهايي در بعضی روستاهاايران وجود دارد كه به ما مي گويند اگر شاخه اش را بشكنيم بزرگ ده مي ميرد ، يعني جان رئيس ده را در گرو نجات درخت قرار مي دهد. در حوزه فرهنگ و شعر ايران نيز از ويژگي هاي  شعر فارسي انعكاس طبيعت و پديده هاي طبيعي در آثار گويندگان شعر فارسي است  مانند منوچهري دامغاني و حافظ كه منوچهري را شاعر طبيعت نيز مي گويند  منوچهري دامغاني وقتي قلم در دست مي گيرد تمام ويژگي هاي طبيعت را روي كاغذ نقاشي مي كندوبرگ ريزان و رويش طبيعت را به پرده خيال مي افكند وقتي در باره نوروز مي گويد اين سپاهي است كه مي آيد تا سپاه  سياهي را كنار بزند در اين پرده به نرمي لطافت هر چه تمامتر كشتزارهاي  ايران رخ مي نمايد : بر لشكر زمستان نوروز نامدار /كرده است راي  تاختن و قصد كار زار / ابر آذاري بر آمد از كران كوهسار / باد فروردين بجنبيد از ميان مرغزار  يا در اين شعر كه مي گويد: 

 

اين درختــــانند همچون خاكيان          دستها بر كرده اند از خاكدان

سوي خلقان صد اشارت مي كنند        وانكه گوشستش عبارت مي كنند

با زبان ســـــبز و بادســت دراز          از توانــــايي حـــق گويند راز

تيز گـــوشان راز ايشان بشنوند             غافـلان آواز ايشـــان نشنوند

يا در انديشه سعدي وقتي مي گويد : / برگ درختان سبز/ اصولا يك پيام زيست محيطي دارد ويا انديشه هاي اخوان  صفا تمامي اش انديشه هاي زيست محيطي و نگرش به طبيعت است در طب و پزشكي اساس طب بوعلي سينا بر پايه طبيعت وگياهان دارويي ست وكتب ارزشمندي در مورد خواص دارو ها وگياهان دارويي داريم.

 واما بختیاریان این قوم طبیعت زاد وطبیعت دوست وعاشق طبیعت

  ارتباط مداوم وهمزيستي  بختیاریان  چه بعنوان علتي براي كســب نان ونيازهاي جسماني به اقتضای شیوه زندگی کوچگرانه خود  و چه به عنوان نيازي روحي و احساسي ، هر بختیاری  را آنقدر به مظاهر طبيعي آغشته است كه گاه جدا ساختن این مظاهر از زندگی وذهن بختیاریان به مانند گرفتن همه چیز اوست واين شواهد  از گسترده گي ارتباط تنگاتنگ وآمیختگی ازلی فرهنگ مردمان اين سرزمين با مظاهر طبيعت حکایت می کندآنگونه که  توجه به طبيعت و محيط زيست در مباني ديني و فرهنگي بختیاریان  نيز جايگا هي ويژه دارد در قرآن از اهميت و جايگاه آن سخن به ميان آمده است و از مشاهده مظاهر طبیعت همچون به خداشناسي اشاره شده است (( انظر الي شمس والقمر و البنات والشجر..))   معرفت وشناختی که بی شک بختیاریان پیش از این نیز در سرزمین رویایی خود به آن رسیده بودند در احاديث مختلف از پيامبر و امامان نكته هاي بسيار  ارزشمندي را مي يابيم كه درآن به طبيعت وپيرامون آن  اشاره و تاكيد فراوان شده است .

 اما بختیاری ها دیرینه دارترین وکهن زیست ترین مردمان ایران زمین در آغوش طبیعت وکوهستان ها زاده می شوند از طبیعت ومواهب خدادادی آن در تمامی ابعاد زندگی سود می جویند واستفاده می کنند وآنچنان تحت تاثیر طبیعت قرار داشته اند که شیوه کوچ نشینی وکوچگری را طبیعت برای آنان انتخاب می کند وشیوه زندگی بختیاریان را می توان معلول وخواست طبیعت دانست ودر زیباترین نقاط این طبیعت خداداد ودامن پر مهر آن به مدد شاخه ها وچوب درختان بلوط اولین ستون های زندگی ساده ی خود یعنی  سیاه چادر های بافته از موی بز اهلی شده وپرورش یافته در طبیعت را برافراشته می کنند وهرآنچه از طبیعت به دست آورده وبا اندک تغییراتی برای ابزار ووسایل زندگی کوچ نشینی خود از آن استفاده می کنند نوزادان اولین نگاه و ورود خود را به جهان در زیباترین وخوش آب وهواترین کوهستان ها ودشت های این کره خاکی آغاز می کنند  وهمه آموخته های مادر طبیعت زاد وهرآنچه خود بعدا از طبیعت می آموزد را سرلوحه زیستن خود می نماید . او لالا یی های مادر را با صدای دلنشین کبک های کوهساران ونسیم روح نواز کوهستان های بختیاری و آواز چشمه سارها با هم به ذهن کودکش می سپارد همان جایی که بسیاری ویژگی های مردمان این قوم که در دوران بلوغ نمود می یابد نتیجه همین همزیستی تنگاتنگ با طبیعت است.

به جرات می توان گفت بسیاری ویژه گی های اخلاقی وشخصیتی بختیاری ها را می توان وام دار طبیعت دانست ونقشی که طبیعت ومظاهر  آن در شیوه رفتار وگفتار وپندار بختیاریان بوجود آورده ، بی نظیر است . بختیاری ها صداقت وساده گی خود را از زلال چشمه ساران آب های روان وپاک می آموزند آزاد مردی وآزاده گی والبته عصیانگری خویش را از کوه ها وکوهستان های  وخشم کارون وزنده رود پرخروش می آموزد وشیرین گفتاری خود را از رنگارنگی زیبای گلستان ها وگلزارهای دشت ها وکوه ها وسبزه زاران می آموزد وسخاوتمندی ودریادلی خود را از سخاوت  بی پایان این طبیعت مهربان می آموزد واندوه او که دل کندن ودلبستن مکرر سالیان سال بوده است را نیز از همین طبیعت آموخته وآن را در پر سوز وگداز ترین شکل ممکن در زمزمه های خویش برای طبیعت می سراید وآواز می کند . سفره ساده وصمیمی او همیشه چون خان پر مهرطبیعت بر همگان گسترده است اهل انباشتن واندوختن آنچه از طبیعت بدست می آورد نیست آنچنان که اهل ماندن ودرجا زدن نیست  چی چشمه وا بوی نه چی گوراو بلکه او آموخته وایمان یافته است که طبیعت وآفریدگار او هیچگاه با این مردمان قهر نمی کند وآنان را بی نصیب نمی کند پس از همین منظر وشناخت است که او هرآنچه را با مرارت بدست آورده به ساده گی در اختیار همگان قرار می دهد بختیاریان همه نشانه های قدرت ورحمت آفریدگار خویش را یکجا در طبیعت می بینند وهمین خود یک نوع شناخت عمیق از آفریدگار به او می آموزد ودر بلندای قله ها وفراخ دشت ها سر بر آستان محبوب می گذارد واو را به حیرت نگاه وصفای دل می پرستد وستایش می کند : ایل ما با کوه عادت کرده بود  /  در بلندی ها عبادت کرده بود / ایل ما نی می زد ومعدن نداشت   / فرصت سیمان وسنگ آهن نداشت “1”  وخدای را به ساده ترین شکل وعمیق ترین معنی سپاس وستایش می گوید او در هرسال در گسترده ترین شکل حیات وزندگی موجودات  وتجدید حیات طبیعت را می بیند وهمین نوعی شناخت عمیق به او می دهد وبینش او را اگر چه ساده اما با بینشی عمیق می پروراند . طبیعت ودارایی های آن برای بختیاریان ارزشمند وهمواره ستودنی است ونه اینکه طبیعت را بلکه در ورای آن ذات و جوهری روحانی را می پرستند  طبیعت به او  مهربانی ، صفا وساده گی وسخاوتمندی وعصیانگری وآزاد زیستن را می آموزد آنگونه که آزاد زاده می شود آز اد وبی هیچ قید وبندی زندگی می کند وجز در این راه ومقام ، مردن اختیار نمی کند گرچه ساده وبی آلایش ترین شکل ممکن زندگی را اختیار می کند وبه مدد مهر طبیعت وتلاش خستگی ناپذیر وتحمل طولانی خویش زیباترین لحظات را می آفریند وهمه زیبایی ها را در همین کوچ وییلاق وقشلاق می بیند ورنج طاقت فرسا ی کوچ را بر خود تحمل می کند تا در رویایی ترین شکل ممکن تن خسته خود را به زلال چشمه ساران ییلاق وبوی حیرت آور چویل وبابونه واندشت وبسهر وریواس می سپارد  وروح خویش را به آواز کبک های خرامان ونسیم کوهستان صیقل دهد ودر یکی آواز دی بلال ویار یار همه غم های خویش  را به فراموشی بسپارد ورها در گستره پر رمز وراز وخاطره  جاز وگون وگینه وکیکم  وبرف آب های بهاری ودر دل تابستان خود را آرام کند گویی هرچه زیبایی ست خداوند در این سرزمین پر رمز وراز یکجا جمع نموده است بختیاری  کبک این پرنده اساطیری را برمی گزیند تا نماد وسمبل زیبایی ، حرکت وجنب وجوش وتکاپو و پرواز جست وخیزی وخوش آوازی وخوش نقش ونگاری او باشد چویل را نماد سرسبزی وعطر وخوش بویی  بی بدیل می داند وهم از این روست که چویل در خاطر همه نقش بسته چون به هیچ گیاه دیگری شبیه نیست  از این وصف مختصر که بگذریم نقش پر اهمیت طبیعت وفرآورده های آن در زندگی روزمره ومایحتاج آنان است غذای ساده تهیه شده از گیاهان خوراکی همچون کرفس وریشه کوه واندشت وریواس وقارچ وانواع دیگر ومیوه هایی چون زالزالک وانگور وانجیر و … گرفته تا شکار پرنده گان ومیش وبز وکل وآهو تا گیاهان دارویی وبهداشتی تنها نمونه هایی از طبیعت  غنی وثروتمند بختیاری است ودریغ که در دل همین طبیعت اما ثروت های عظیمی خفته که بی نصیب ترین مردمان خود بختیاریان هستند وبحث آن در این مجال نمی گنجد البته اراضی حاصلخیز وخاک معجزه گر این سرزمین نیز علیرغم پر آبترین رودها همچنان تشنه است وبه همان بارش طبیعت قناعت نموده است  اما آنچه قابل تامل است اینکه همین دایه مهربان بختیاری ها یعنی طبیعت پر نعمت آنان وشیوه زندگی کوچ گری  اندکی بر تلاش آنان برای جستجوی پاره ای علوم زیربنایی وپایه ومورد نیاز پیشرفت وتمدن تاثیر گذاشته است وکمتر در حوزه علوم وکسب تخصص وحرف مختلف آنان را ترغیب نموده است وتاثیر آن را در حال حاضر وتاثیر بر نسل های جدید می توان به خوبی مشاهده نمود ضمن اینکه رشد جمعیت ، فقر جبری وکمبود  امکانات را نیز نباید از نظر دور داشت تا آنجا که تا سال 1313 حتی یک باب مدرسه در سرزمین بختیاری احداث نشده بود و از این رو اگر هم فن وحرفه ای در بین این قوم بوده است بسیار ساده وابتدایی است به گونه ای که در ساده ترین شکل ممکن تمدارها وچند چوب مورد نیاز برای بافتن بهون وپوشاک خود را قابل حمل ونقل ونصب ساخته اند واساسا شیوه زندگی کوچ نشینی مردمان این سرزمین را وابسته به طبیعت نموده است واما این تاثیر در حوزه های دیگر زندگی این مردمان چنان عمیق وپرمعنی بوده است که نمی توان شعر وادبیات وموسیقی بختیاری را بدون تاثیر طبیعت تجزیه وتحلیل وزیبا برای شنیدن نمود واگر تاثیر موسیقی بختیاری این گونه عمیق است دلایل آن را باید در طبیعت جستجو نمود آن هنگام که مال کنون آغاز می شود واین قصه شیرین وپرغصه مکرر می شود باز اسطوره های طبیعت زاد آرامبخش اندوه کهن این مردمان دیرینه دار است  تا انجا که هرگز نمی توان حسرت دیدن وبوییدن چویل این گیاه سمبلیک واسطوره ای ویا زلال رویایی وبهشتی چشمه دیمه ویا صلابت زردکوه مغرور وخروش کارون ودشت شیمبار و مال امیر وچغاخور وکوهرنگ ومسجد سلیمان و... را از ذهن مردمان بختیاری که در نقاط دیگر این کره خاکی زندگی می کنند پاک کرد وآنجا که در اشعارو ابیات اینگونه در حسرت آلوده ترین شکل ممکن نمود می یابد : 

  چویل ای تو بو مده موزبو توسیرم / موعد بودادنت موگرمسیرم 

 

ودر شعر وآواز بزرگان شعر وموسیقی بختیاری نیز کمتر اثر زیبایی را می توان یافت که از طبیعت وام نگرفته در شعر داراب افسر ودیگر شعرای بختیاری وزیباترین شکل ان در شعر وآواز بهمن علاءالدین و نیز اگر چه به حسرت جداماندن از دامان پرمهر طبيعت خداداد مردمان اين سرزمين زيبا  و در شعر شاعران جوان بختیاری چون کوروش کیانی قلعه سردی  ایل من با تو ام آن دره وآن تنگ کجاست / کوه تاراز کجا مرده وکوهرنگ کجاست "2" تجلي يافته است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

              

1-       مثنوي كوچ داريوش مرادي شاعر

2-   كوروش كياني قلعه سردي شاعر

 

منبع عکس دوم از وبلاگ دختر بختیاری  www.diyareashena.blogfa.com/post-98.aspx

پايان

 

 

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 17:17 |

نخستین جشنواره بزرگ منطقه ای زنبور عسل  ۱۴ اسفندماه سال جاری به همت سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان ومدیریت جهاد کشاورزی شهرستان ایذه برگزار می شود . این جشنواره یک روزه دارای بخش های متنوعی خواهد بود که در مطالب بعدی به طور کامل به اطلاع خواهدد رسید . زنبور داری در شهرستان ایذه رونق خوبی داشته ومقام اول را در استان خوزستان از نظر تعداد کلنی زنبور عسل دارا می باشد . زنبورداری از دوران باستان در مناطق لرنشین ایران به شکل سنتی رواج داشته است . تنها اثر مستندی که نشان از سابقه زنبورداری وآشنایی مردمان ایران زمین با این حشره مفید یافت شده است دشنه ای مفرغین تزیین شده با شکل زنبور عسل مربوط به ۸۰۰ سال یش از میلاد مسیح می باشد که در استان لرستان کشف شده است .

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 14:31 |